حكيم ابوالقاسم فردوسى
338
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
بتوران فرستادمش با سپاه * برادر شد از كين نخستين تباه بايران چنو هيچ مهتر مباد * وزين گونه سالار لشكر مباد دريغا برادر فرود جوان * سر نامداران و پشت گوان ز كين پدر زار و گريان بدم * بران درد يك چند بريان بدم كنون بر برادر ببايد گريست * ندانم مرا دشمن و دوست كيست مرو گفتم او را به راه چرم * مزن بر كلات و سپدكوه دم بران ره فرودست و با لشكرست * همان كى نژادست و كنداورست نداند كه اين لشكر از بن كيند * از ايران سپاهند گر خود چيند ازان كوه جنگ آورد بىگمان * فراوان سران را سر آرد زمان دريغ آن چنان گرد خسرو نژاد * كه طوس فرومايه دادش بباد اگر پيش ازين او سپهبد بدست * ز كاوس شاه اختر بد بدست برزم اندرون نيز خواب آيدش * چو بىمى نشيند شتاب آيدش هنرها همه هست نزديك اوى * مبادا چنان جان تاريك اوى چو اين نامه خوانى هم اندر شتاب * ز دل دور كن خورد و آرام و خواب سبك طوس را باز گردان بجاى * ز فرمان مگرد و مزن هيچ راى سپهدار و سالار زرّينه كفش * تو مى باش با كاويانى درفش سر افراز گودرز از آن انجمن * بهر كار باشد ترا راى زن مكن هيچ در جنگ جستن شتاب * ز مى دور باش و مپيماى خواب بتندى مجو ايچ رزم از نخست * همى باش تا خسته گردد درست ترا پيش رو گيو باشد بجنگ * كه با فرّ و برزست و چنگ پلنگ فراز آور از هر سوى ساز رزم * مبادا كه آيد ترا راى بزم نهاد از برنامه بر مهر شاه * فرستاده را گفت بركش به راه ز رفتن شب و روز ماساى هيچ * بهر منزلى اسپ ديگر بسيچ بيامد فرستاده هم زين نشان * بنزديك آن نامور سركشان بنزد فريبرز شد نامه دار * به دو داد پس نامهء شهريار فريبرز طوس و يلان را بخواند * ز كار گذشته فراوان براند همان نامور گيو و گودرز را * سواران و گردان آن مرز را چو بر خواند آن نامهء شهريار * جهان را درختى نو آمد ببار بزرگان و شيران ايران زمين * همه شاه را خواندند آفرين بياورد طوس آن گرامى درفش * ابا كوس و پيلان و زرّينه كفش بنزد فريبرز بردند و گفت * كه آمد سزا را سزاوار جفت همه ساله بخت تو پيروز باد * همه روزگار تو نوروز باد برفت و ببرد آنك بد نوذرى * سواران جنگ آور و لشكرى بنزديك شاه آمد از دشت جنگ * بره بر نكرد ايچ گونه درنگ زمين را ببوسيد در پيش شاه * نكرد ايچ خسرو به دو در نگاه بدشنام بگشاد لب شهريار * بران انجمن طوس را كرد خوار ازان پس به دو گفت كاى بد نشان * كه كم باد نامت ز گردنكشان